ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

663

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

واقعهء عرب در صعيد در اثناء اين فتنه‌ها ، فساد عرب در صعيد و آشوب و قتل و تاراجشان افزون شد . حاصل دهقانان و اموال شهريان را غارت مىكردند . سركردهء اين آشوبگران مردى به نام احدب بود . سلطان الملك الصالح در سال 754 همراه با طاز براى سركوب عربها روان شد . شيخون را بر مقدمه بفرستاد . عربها شكست خوردند و جمعشان پراكنده شد و سپاه سلطانى با غنايم بسيار بازگرديد . سلطان براى خود از اسبان راهوار و سلاحهاى نبرد به قدرى انتخاب كرد كه به بيان نمىگنجيد . جماعتى از اعراب اسير و كشته شدند . احدب گريخت . چون سلطان بازگرديد امان خواست . سلطان او را به شرطى كه بر اسب ننشيند و سلاح برندارد و فقط به كشاورزى پردازد امان داد . و اللّه تعالى اعلم . خلع الملك الصالح حسين و حكومت الملك الناصر حسن بار دوم شيخون اتابك لشكر بود . از دوست خود امير طاز به وحشت افتاد و با ديگر امرا براى شورش عليه دولت توطئه كرد . شيخون فرصت نگه داشت تا سال 755 كه امير طاز براى صيد به ناحيهء بحيره رفت . شيخون به قلعه درآمد و الملك الصالح پسر دختر تنكز را خلع كرد و او را بند بر نهاد و پس از سه سال كامل فرمانروايى ملزمش كرد كه در خانهء خويش بماند . سپس با برادر او الملك الناصر حسن بيعت كرد و او را به تخت پادشاهى بازگردانيد و طاز را از بحيره فراخواند و به نيابت حلب فرستاد و ارغون الكاملى را عزل كرد . ارغون به دمشق رفت . در آنجا ببود تا سال 756 كه او را دستگير كرده به اسكندريه فرستادند و به زندان فرستادندش . در خلال اين احوال خبر مرگ الشمسى الاحمدى نايب طرابلس رسيد . سلطان الملك الناصر حسن منجك را به جاى او فرستاد . شيخون زمام امور دولت را به دست گرفت و به امر و نهى و تصرف در امور پرداخت . عجلان بن رميثه امارت مكه يافت . او در مكه به انفراد فرمان مىراند . عجلان در مكه صاحب ولايت و عزل و حل و عقد امور شد . ملوك نواحى شرق و غرب به او توجه خاص كردند و با او رابطه برقرار ساختند . سرغتمش از موالى سلطان نيز در ادارهء دولت با او شريك بود . و اللّه يؤيد بنصره من يشاء من عباده بمنه .